تبليغاتX
افكار پراكنده يك ژوکر
هميشه ژوكري هست كه فريب را درمي يابد

ماه رمضون بارسال دعا کردم که ماه رمضون سال بعد ایران نباشم.
دعام مستجاب شد
خداجونم مرسی ی ی ی ی...

* صد رحمت به ایران؛اینجا همه هی ازت می برسن که روزه هستی؛ چرا روزه نیستی...
خیلی باحالن واقعا, خودشون و خداشون رو باهم گذاشتن سر کار. هفت قلم آرایش و
چاک سینه باز,اون وقت نمی تونن از یک روز روزه بگذرن!!!


+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم شهریور 1386ساعت 17:29  توسط ژوكر  | 


روز یازده سبتامبر12 ساعت توی هوابیما بودم, حس عجیبی بود...
من هنوز زنده ام و همه چی نسبتا روبراهه.ملالی نیست جز دوری شما...

ب.ن. تازگی یه چیز جدید فهمیدم: هندیها از عربها خوششون نمیاد و عربها از هندیها
ایرانیها هم از هیچکدومشون!!!! ولی ایرانیها با همشون می سازن...

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم شهریور 1386ساعت 17:17  توسط ژوكر  | 

دراینکه عربها شاهکار خلقت هستن که شکی نیست؛حالا عربهای تونسی و ماراکویی رو تصور کنین...
مثل سرطان می مونن؛همه جا به سرعت بخش می شن و دهن همه رو سرویس می کنن؛کاملابدوی هستن و تربیت نشده! حرف زدن معمولیشون مثل دعوا کردنه,چه برسه به اینکه عصبانی بشن.
انگلیسی رو با لهجه عربی وعربی رو با لهجه فرانسوی حرف می زنن.(تونسی هم نشدیم فرانسه بلد باشیم اقلا!)
یکیشون درحال حاضر با فراق بال روی اعصاب من لی لی بازی می کنه...
مردک افریقایی آدم خوار بربر به من می گه ایرانیها تروریست هستن!!!
منم خوب از خجالتش دراومدم البته...


*من اصلا نژادبرست نیستم, کلی هم دوست هندی و عرب خوب دارم ولی این تونسیها و ماراکوییها...

+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم شهریور 1386ساعت 21:33  توسط ژوكر  | 


گوش شیطون کر اوضاعم نسبتا روبراهه
ولی وقت نمی کنم زیاد آن لاین بشم
ببخشید که بهتون سر نمی زنم
دلم برای اون روزایی که بی خیال توی وبلاگستان ول می گشتم تنگ شده...

+ نوشته شده در  جمعه دوم شهریور 1386ساعت 19:18  توسط ژوكر  |