حکایت وبلاگستان هم شده مثل facebook؛ هر روز یه بازی جدید توش راه میوفته.مثل facebookکه هر روز یه applicationeجدید توش در میاد...
پ.ن. دلم خوشه فارسی می نویسم مثلا!!!!
+
نوشته شده در یکشنبه نوزدهم خرداد 1387ساعت 20:45  توسط ژوكر
|
بالاخره تعطیلات هم تموم می شه. تو هم می ری سرکار و یاهو هلپر دوباره چراغش روشن می شه و اون وقت من می دونم و تو...
یعنی این چند روز نه سیستم اس ام اس کار می کرده نه اینترنت ؟!!! لابد....
+
نوشته شده در جمعه هفدهم خرداد 1387ساعت 0:49  توسط ژوكر
|
http://www.avayeazad.com/hamid_mosadegh/list.htmبا تشکر از
آزادوکتاب حمید مصدق یکی از اون کتاباییه که هرجای دنیا برم،بدون توجه به اینکه چقدرجا دارم
حتما با خودم می برمش.مثل الان که اومدم اینجا...
من تمنا کردم که تو با من باشی
تو به من گفتی "هرگز،هرگز"
پاسخی سخت و درشت
و مرا غصه این هرگز کشت...
+
نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم خرداد 1387ساعت 13:33  توسط ژوكر
|
یه جا توی این دنیا بود که با خیال راحت می گفتیم ایرانی هستیم و کلی تحویلمون می گرفتن و احترام میذاشتن، اونم دیگه فینیش ...
اینجا کم کم دارن سختگیریها رو شروع می کنن، به ایرانیها وام و ویزا نمی دن.یعنی وضعیتشون نسبتا معلق شده.
از اول هم قصد نداشتم اینجا موندگار بشم ولی با این وضعیت فعلی ظاهرا باید زودتر از اونی که انتظار داشتم به فکر نقل مکان باشم.
لعنت به این گذرنامه عزیز که نصف عمرمون رو به خاطرش آوارگی می کشیم.تا بیایم یه جا ثابت و موندگار بشیم دیگه باید یه فکر مراسم ختممون باشیم!!!
معلوم نیست این "بعدا" که می تونیم بالاخره ما مثل آدم زندگی کنیم کی قراره بیاد...
امیدوارم فردا حسابی به ایران ببازن تا حالشون جا بیاد.
+
نوشته شده در یکشنبه دوازدهم خرداد 1387ساعت 22:51  توسط ژوكر
|
وطن یعنی صف نون و صف شیر،وطن یعنی همش درگیر و درگیر
وطن یعنی همین بنزین همین نفت،همین نفتی که توی سفره ها رفت
وطن یعنی تمام سهم ملت،یه تیکه نون و باقی هم خجالت
وطن یعنی که اصلاحات چینی،وطن یعنی که روز خوش نبینی
وطن یعنی همین آیبنه دق، وطن یعنی خلایق هرچه لایق
وطن یعنی تحمل تاب طاقت،وطن یعنی هلاکت در حماقت
+
نوشته شده در چهارشنبه یکم خرداد 1387ساعت 17:15  توسط ژوكر
|