در راستای اینکه دوستان اصرار داشتن بنده کمی غر بزنم براشون(حالا خوبه اصطلاح دیگه ای بکار نبردن!) و اینکه خودم هم دلم برای نوشتن تنگ شده بود(هرچند که چیزی هم برای گفتن ندارم) اینه که خلاصه این پست شکل گرفت همینجوری الکی...
اولا که بنده آخرین مرخصی امسال رو ،همچون دیگر مرخصیها، رفتم به مملکت عزیزم و این دفعه کاملا و واقعا حرومش کردم. به محض رسیدن مورد استقبال خفن ویروس جدیدی قرار گرفتم که تا ۴ روز بنده رو خونه نشین(تخت نشین!) کرد.من هم در عوض بلیط برگشتم رو ۴ روز جلو انداختم و مشت محکمی به دهن این هوای آلوده تهران زدم. خلاصه این هم شانس من بود که در یکی از آلوده ترین هفته های تهران رفتم اونجا، و خوب البته خیلی هم بد نشد، باعث شد عقل بیاد توی سرم و دیگه به فکر ایران رفتن هم نیفتم. تصمیم جدی گرفتم که مرخصیهای سال جدیدم رو ،اگه امام رضا بطلبه انشاالله، برم چهار تا جای درست و حسابی.
ابن شد که ادامه مرخصیم رو برگشتم به همین ده خودمون و از هوای تازه و پاک استفاده کردم. ولی برای اینکه یه وقت فکر نکنید عجب آدم بی ریشه ای هستم، باید بگم جهت پایبندی به سنتها شب یلدا رو در دو شب برگزار کردیم که البته به علت سرمای هوا (!)هندوانه رو به زور خوردیم.
دیروز هم report sick کردم و نرفتم سرکار، البته بعد از دو روز off !! راستش رو بخواین واقعا نمی تونستم برم. ولی خوب حس خوبی هم نبود. می دونم که پیش خودش گفته: عجب آدم تنبلیه ها، و و و ...(یه جورایی به خودم هم گفت البته). راستش حالم گرفته شد که باعث شدم همچین فکری بکنه، همش هم تقصیرخودم بود . بدتر از همه اینکه می ترسم درست فکر کرده باشه...
خلاصه اینکه تصمیم گرفتم اولا یه حد و حدودی برای خودم بذارم که ملت هم به زندگیشون برسن و ضمنا این ماه هم اساسی بچسبم به کار، مثل پارسال همین موقع که هیچ خبری نبود و کل زندگیم کار و خواب بود. الانم خبری نیست، من بیخودی جوگیر شدم و خودم رو ضایع کردم الکی. خلاصه اینکه ژوکر مجددا ربات می شود.
راستی من هفته دیگه یه امتحان مهم دارم که چند ماهه من رو گذاشته سرکار و چند وقت پیش هم اساسی رفته بود روی اعصابم. دعا کنید به خیر و خوشی بگذره و من بیش از این پیش در و همسایه ضایع نشم.
مچکرم