تبليغاتX
افكار پراكنده يك ژوکر
هميشه ژوكري هست كه فريب را درمي يابد
این شیخ ممد هم دمش گرم، فقط مونده تعطیلی جمعه ها رو هم بخاطر همدردی با مردم غزه لغو کنه!
راستی این دولت محترم نمی خواد با این برادران مسلمان همدردی نشون بده؟! به نظرم خوبه جشنهای دهه فجر رو کنسل کنن. چه معنی داره مردم بیگناه مسلمان کشته بشن و برادران انقلابیشون در ایران جشن بگیرن!!!

جشنهای سال نو میلادی در دوبی رسما از سوی شیخ محمد تحریم و کنسل شد و در شب سال نو عزیزان فلسطینی مقیم امارات مجلل ترین پارتیهای خصوصی رو برگزار کردن!!!!!!

و این داستان ادامه دارد...
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم دی 1387ساعت 21:7  توسط ژوكر  | 


به سلامتی امتحانم رو قبول نشدم، یعنی مرحله اول پاس شدم و مرحله بعدی رد شدم، بدون هیچ دلیل قانع کننده ای! (از ته دل دعا نکرده بودین ها) . همونطور که پیش بینی کرده بودم آبروم رفت.ظاهرا بهم گفت اشکال نداره و غصه نخور ولی می دونم که پیش خودش یه جور دیگه فکر می کنه...


آقا این چه زندگی ایه که ما هیچ وقت پول نداریم!!! به قول یکی از دوستان بریم یه بانک بزنیم راحت بشیم از این بدبختی...


امروزخیر سرم بعد از یه هفته استرس های مختلف یک روز تعطیل بودم، که اونم گند زده شد بهش رفت.
رفتم حموم که بعدش برم بیرون و مثلا از روز تعطیلم استفاده کنم، که به سلامتی وسط کار آب قطع شد و تا الان که اینا رو می نویسم ۳ ساعت و نیمه که منتظرم آب بیاد و بتونم حمامم رو به پایان برسونم!!!
خلاصه که روز تعطیلم بر باد رفت و حس و حالم هم خراب شد اساسی، یکی هم زنگ نزد بگه "خرت به چند من؟"!!!

 
+ نوشته شده در  جمعه بیستم دی 1387ساعت 15:17  توسط ژوكر  | 


در راستای اینکه دوستان اصرار داشتن بنده کمی غر بزنم براشون(حالا خوبه اصطلاح دیگه ای بکار نبردن!) و اینکه خودم هم دلم برای نوشتن تنگ شده بود(هرچند که چیزی هم برای گفتن ندارم) اینه که خلاصه این پست شکل گرفت همینجوری الکی...

اولا که بنده آخرین مرخصی امسال رو ،همچون دیگر مرخصیها، رفتم به مملکت عزیزم و این دفعه کاملا و واقعا حرومش کردم. به محض رسیدن مورد استقبال خفن ویروس جدیدی قرار گرفتم که تا ۴ روز بنده رو خونه نشین(تخت نشین!) کرد.من هم در عوض بلیط برگشتم رو ۴ روز جلو انداختم و مشت محکمی به دهن این هوای آلوده تهران زدم. خلاصه این هم شانس من بود که در یکی از آلوده ترین هفته های تهران رفتم اونجا، و خوب البته خیلی هم بد نشد، باعث شد عقل بیاد توی سرم و دیگه به فکر ایران رفتن هم نیفتم. تصمیم جدی گرفتم که مرخصیهای سال جدیدم رو ،اگه امام رضا بطلبه انشاالله، برم چهار تا جای درست و حسابی.

ابن شد که ادامه مرخصیم رو برگشتم به همین ده خودمون و از هوای تازه و پاک استفاده کردم. ولی برای اینکه یه وقت فکر نکنید عجب آدم بی ریشه ای هستم، باید بگم جهت پایبندی به سنتها شب یلدا رو در دو شب برگزار کردیم که البته به علت سرمای هوا (!)هندوانه رو به زور خوردیم.



دیروز هم report sick کردم و نرفتم سرکار، البته بعد از دو روز off !!  راستش رو بخواین واقعا نمی تونستم برم. ولی خوب حس خوبی هم نبود. می دونم که پیش خودش گفته: عجب آدم تنبلیه ها، و و و ...(یه جورایی به خودم هم گفت البته). راستش حالم گرفته شد که باعث شدم همچین فکری بکنه، همش هم تقصیرخودم بود . بدتر از همه اینکه می ترسم درست فکر کرده باشه...

خلاصه اینکه تصمیم گرفتم اولا یه حد و حدودی برای خودم بذارم که ملت هم به زندگیشون برسن و ضمنا این ماه هم اساسی بچسبم به کار، مثل پارسال همین موقع که هیچ خبری نبود و کل زندگیم کار و خواب بود. الانم خبری نیست، من بیخودی جوگیر شدم و خودم رو ضایع کردم الکی. خلاصه اینکه ژوکر مجددا ربات می شود.

راستی من هفته دیگه یه امتحان مهم دارم که چند ماهه من رو گذاشته سرکار و چند وقت پیش هم اساسی رفته بود روی اعصابم. دعا کنید به خیر و خوشی بگذره و من بیش از این پیش در و همسایه ضایع نشم.

مچکرم
 

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم دی 1387ساعت 19:58  توسط ژوكر  |