تبليغاتX
افكار پراكنده يك ژوکر
هميشه ژوكري هست كه فريب را درمي يابد
هر وقت خواستین کسی رو نفرین کنید بگید: ایشالله عاشق بشی.
باور کن این بدترین بلاییه که ممکنه سر کسی بیاد!

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم بهمن 1387ساعت 23:14  توسط ژوكر  | 

عصرها رو دوست دارم بخاطر چای خوردنش و چایی رو دوست دارم بخاطر شیرینی که باهاش می خورم(بهتره بگم می خوردم). الان داره عصر می شه و من تقریبا از نیم ساعت پیش دارم فکر می کنم که با چایم چی بخورم ولی هیچ گزینه ای به ذهنم نمی رسه! خیلی حس بدیه...

هوس کیک پنیر کردم و یه چای حسابی دونفره با یه چای خور حرفه ای. اون از چایش لذت می بره و من از کیک پنیر و البته از تماشای چای خوردن اون. با هم peanut نگاه کنیم و من یه بار به peanut بخندم و یه بار به اون... این چای خور حرفه ای الان سرکاره 60 کیلومتر دورتر از اینجا و احتمالا دلش لک زده که بشینه روی مبلش, سیگار بکشه و چای بخوره و تنیس نگاه کنه (البته تنهایی). من هم کهstandbyهستم و کیک پنیر هم ندارم،حیف!

همه چی از یه اتفاق شروع شد. می دونی، همیشه از یه اتفاق شروع می شه. من هم همینجوری چای خور شدم. از اتفاقی به نام کنکور ، به عنوان زنگ تفریح!!!


+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم بهمن 1387ساعت 16:18  توسط ژوكر  |