Cooking and making a good dish just by yourself
to be served by yourself
;to be eaten alone,only by yourself
It's not cool, it's not funny,it's not pathetic and it's not even stupid
It's something can be done only by a loser
I confess that I am a LOSER
...P.S. I can't believe I gonna eat it
خواب رویای فراموشیهاست
خواب را دریابیم که در آن دولت خاموشیهاست
بدنم درد می کنه از بس خوابیدم. ۱۲ ساعت پر از خوابهای بی سر وته. یادمه پارسال ساعت ۸ صبح بخاطر دریا رفتن با هر ضرب و زوری بود بیدار می شدم ولی حالا... " ول کن بابا،دلت خوشه!" خواب و خواب و خواب، کابوس و کابوس و کابوس. ۴ بار بیدار شدم و دیدم همه چیز هنوز همون مزخرفیه که بوده (انگار مثلا قراره معجزه بشه!) . گریه و بازهم خواب... پارسال یه دکتری می خواست ببینه افسرده شدم یا نه، ازم پرسید صبح که بیدار می شی فکر می کنی که " اه، بازم یه روز دیگه شروع شد" . گفتم صبح که بیدار می شم فرصت فکر کردن ندارم، بلافاصله پا می شم و کارهایی رو که باید انجام بدم مرور می کنم... الان دقیقا می فهمم منظورش چیه. سالها بود که بعد از بیدار شدن توی تخت غلت نمی زدم و فکر نمی کردم، اما حالا این شده برنامه قبل از خواب و بعد از بیدار شدنم...
- خوش بحالت.چطور می تونی ۱۲ ساعت بخوابی؟!
- شراب خوب و رفیق ّ...
اینم دیگه خوش بحالت داره؟! هیچوقت آرزو نکن جای من باشی.بعضی افتادنها بلندشدن نداره، حتی اگه ظاهرا هنوز ایستاده باشی
شایعاتی از احتمال تعطیلی موقت دانشگاه تهران به گوش می رسه. ظاهرا آقایون تصمیم گرفتن در راستای تکمیل کاریکاتور انقلاب ۵۷ دست به انقلاب فرهنگی بزنن،حداقل در حد دانشگاه تهران؛ که البته به نظر بنده بسیار هم اقدام به جایی است. با توجه به اینکه دانشجویان عزیز در این تابستون بسیار گرفتار بودند طبعا فرصت لازم برای استراحت نداشتند بنابراین حداقل یک ترم تعطیلی به اونها فرصت استراحت و تجدید قوا می ده (البته در صورت زنده موندن!). ضمن اینکه دانشگاهی که نصف اساتیدش اخراج شدن ،نصفشون هم استعفا دادن (با گروه اندک مشابه جناب مرندی کاری ندارم) و دانشجوهاش هم یا مردن یا انداختنشون جایی که عرب نی انداخت یا بلایی به سرشون اومده که حالا حالا ها نمیتونن بشینن ، دیگه چه کلاسی می خواد تشکیل بده؟!!! حالا گیرم که چندتا ترم اولی کیف و کتابشون رو آماده کردن، اشکال نداره اونا هم بزرگ می شن و می فهمن که خبری هم نیست...
انقدر هم به این بابا گیر ندین که سابقه قضایی نداره و کیه و متولد نجفه و فلان و بهمان.مگه بقیه متولد ایران هستن همشون؟ مگه نشنیدین که گفتن مسایل جاری ایران یه مسئله خونوادگیه و به کسی هم ربطی نداره؟ همینه دیگه. یه برادر اینجا یه برادر اونجا، خان داداش هم فعلا ساکته، بعدا از یه جای اساسی سر در میاره. شایدم منتطره ا.ن. کله پا بشه و بیاد بشینه به جاش که دیگه کلا سه قوه با برادری همه مشکلات مملکت رو حل کنن. بعدشم سابقه نداره که نداره، عضو خبرگان نیست که هست. عضو شورای نگهبان نیست که هست. برادر صاحاب مجلس نیست که هست، دیگه اگه این سابقه نداره لابد بنده و جنابعالی سابقه داریم. تازه شق القمر که نمی خواد بکنه. می ره می شینه اون بالا، اسمشم رئیسه، هرچی بزرگترا گفتن می گه چشم. دیگه تا حالا باید این یه کار رو توی شورای نگهبان و خبرگان رهبری یاد گرفته باشه که آوردنش اینجا لابد...
Missing someone gets easier every day because even though it's one day further from the last time you saw each other, it's one day closer to the next time you will
! You lost weight
... It's not the only thing I lost
۱. تو خودت پات تو قضیه حضرت مریم گیره، لازم نکرده درباره دادگاهی کردن دیگران نظر بدی
۲. هی می گفتن امریکاییها عقلشون نمی رسه ها، ما فکر کردیم اغراق می کنن. حالا معلوم می شه که زیاد هم بیراه نگفتن. آخه توی این هاگیر واگیر و بدبختی و بزن بکش که مردم ایران خودشون غیر از بهارستان و هفت تیر جایی نمیرن، وقت کوه رفتنه؟ یا مثلا توی دنیا قحطی کوه شده که پاشدین اومدین مرز ایران و عراق کوهنوردی؟!!! حالا حقتونه بگیرن و بندازنتون همونجا که عرب نی انداخت تا بفهمید موقعیت شناسی یعنی چی... یا مثلا این دختر بچه فرانسوی که چند ماه قبل از انتخابات پا شده اومده ایران برای تدریس فرانسه!!!!!! ایرانیها خودشون از ۶ ماه قبل از انتخابات همه فعالیتهاشون و تعلیق می کنن تا ببینن اوضاع چی می شه، اون وقت تو پا شدی اومدی فعالیت فرهنگی بکنی؟ این خارجیها همشون ساده لوحن واقعا، پنجاه سالشون هم که هست مثل بچه ها فکر و رفتار می کنن... حالا هی خانوم کلینتون و جناب سارکوزی شاخ و شونه بکشن و توصیه و نصیحت بکنن ببینن به کجا می رسن
مردها تقریبا همیشه یه زن توی زندگیشون وجود داره، ولی تقریبا هیچوقت این زن ها در اولویتهای زندگیشون وجود ندارن. یعنی هیچ وقت بخاطر اونها تصمیمی نمیگیرن یا تصمیمشون رو تغییر نمیدن. همینجوری حضور دارن جهت خالی نبودن عریضه.
زنها خیلی وفتها مردی تو زندگیشون نیست،ولی اگه باشه اون آدم حتما جزو دو الویت اولشون خواهد بود.
همین تفاوتهاست که ماجرا رو جالب می کنه و آخرش هم همین تفاوتهاست که دهن آدم رو سرویس می کنه...
پ.ن. وقتی حالتون خوب نیست، وقتی احساس می کنید دارید میمیرید، موبایلتون رو خاموش کنین تا وسوسه نشین و اس ام اس احمقانه نزنید که بعدش پشیمون بشید. اون طرف که نمی دونه قضیه چیه؟ فکر می کنه همینجوری طبق عادت این اس ام اس بیمزه رو زدین. اصلا تلفن و اس ام اس و همه وسایل ارتباط جمعی مال کار ضروریه، انقدر ازشون سوءاستفاده نکنید...
درد،درد،درد،درد...
۱۰ سال پیش درست بعد از آخرین امتحان پیش دانشگاهی، یکی از دوستای قدیمیم خوابید و دیگه بیدار نشد. تا نزدیکهای کنکور شبها که می خواستم بخوابم احساس می کردم دیگه بیدار نمی شم، اولش میترسیدم بخوابم، ولی بعد دیگه باورم شده بود که یکی از این شبها دیگه صبح نمی شه...
الان دوباره همون احساس رو دارم، با این تفاوت که الان به این امید می خوابم که دیگه بیدار نشم...
- خودتو کنترل کن، بچه نباش.
- چشم
اینم اتفاقی که این همه براش در تکاپو بودیم و برنامه ریزی کردیم ( کردن،من که انقدر فکرم و اعصابم مشغول بود که واقعا برام فرقی نداشت که حتی چی بپوشم و چکار کنم! ) خدا رو شکر به خوبی گذشت و همه خیالشون راحت شد. بازهم زندگی به روال عادی خودش برگشته از این نظر، فقط از این نظر البته
بیشتر مسائلی که پیش میان دو حالت معمولا متضاد دارن، که البته اغلب اون حالتی که دلخواه ما نیست پیش میاد...من که از اولش می دونستم نتیجه اش اینه، فقط الکی به خودم دلخوشی می دادم!
یه وقتی آدم به یه جایی می رسه که دیگه واقعا هیچی براش فرقی نداره، همه چی همینیه که هست
بعضی وقتها یه آهنگهایی رو می شنوی که انگار دارن از زبون تو بیان می شن و حرف دل تو رو می گن، حیف که دلم نمیاد حتی باهاشون همخونی کنم ...
بعضی وقتها توی جمع بودن باعث می شه که اون جای خالی رو بیشتر احساس کنی.کاش می شد برم یه جایی که هیچکس نباشه،کاش می شد برم یه جایی که خودم هم نباشم...
این روزها هم یه جور انجام وظیفه است که باید به خوبی و خوشی بگذره.شایدم فرصت خوبیه برای تمرین فیلم بازی کردن. لازم نیست آدم دروغ بگه، سکوت کردن خیلی موثرتره. همه فکر می کنن که همه چی روبراهه و هیچ کس هم سر در نمی آره که توی سرت چی می گذره. فوقش اینه که یه وقت به خودشون میان و می بینن همه چی صرفا یه توهم بوده، خوب باشه،مهم نیست. منم یه روز به همین نتیجه رسیدم، ولی دیگه دیر شده بود. خوب نیست انقدر آدم رو بازی کنه، درسته که آسون تره ولی عواقبش به این سادگی نیست. کلا من زیادی همه احساساتم رو نشون می دم و دربارشون حرف میزنم ، همه دلایلی هم که برای این کار میاریم صرفا برای توجیه کردنه ، چون سخته که بخوایم خودمون رو عوض کنیم.ولی واقعیت اینه که هرچی محافظه کار تر باشی، موفق تر و راحت تر خواهی بود. جلوی هرچی رو از همون اول بگیری بهتره تا اینکه بعدا کلا مختل بشی... باید تمرین کنم، سخته، ولی باید بشه...