تبليغاتX
افكار پراكنده يك ژوکر - 211. در شگفتم من نمی پاشد ز هم دنیا چرا
هميشه ژوكري هست كه فريب را درمي يابد

اونی که می خواستم بمونه، رفت
اونی که می خوایم بره، تکون نمی خوره عمرا
اینم از اسطوره کودکی ما، مایکل جکسون که مرد
آخه آدم دیگه توی این دنیای لعنتی دلش رو به چی خوش کنه؟!!!


پ.ن.۱.خدا بیامرزدت ولی حالا وقت مردن بود آخه؟ ما رو باش که نگران بودیم که توی این وضعیت کره شمالی یه دسته گلی به آب می ده و حواس همه از ایران پرت می شه. حالا دیگه عزاداری هم بخوان بکنن مردم، ربطشون میدن به مرگ تو!

پ.ن.۲. رفت. به همین سادگی، به همین بی مزه گی
دیشب که خوابیدم اصلا فکر نمی کردم که صبح بیدار بشم.حتی کلید رو هم از توی قفل درآوردم که اگه نگرانم شدن و خواستن بیان جمعم کنم زیاد دچار دردسر نشن. ظهر که بیدار شدم نمی دونستم چه وقتیه و کجام و چی شده. از پوست کلفتیه خودم در عجبم! شایدم واقعا من موش نیستم وشیرم !!

پ.ن.۳. به نظرتون تا کی می تونم هر شب با شراب بخوابم؟


ضمنا
 
کسی از جنابعالی فتوا نخواست که می گی " حکم این الله اکبر های شبانه مانند نماز جمعه ایست که شنبه خوانده شود". چطور سی سال پیش همین الله اکبرها حکم جهاد داشت؟ حالا جبرئیل مستقیم به شما نازل شده یا براتون اس ام اس زده؟
آقای نامحترم! کسانیکه "این حرکات بچگانه از قبیل شمع روشن کردن" رو مرتکب میشن، همونایی هستن که برای شام غریبان عاشورایی که اینهمه سنگش رو به سینه می زنید(البته ظاهرا) شمع روشن می کنن. لطفا پاتون رو از وسط رابطه مردم با خدای خودشون بکشید کنار.

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم تیر 1388ساعت 2:33  توسط ژوكر  |