ببخش که این اواخر انقدرمحکم بغلت میکردم، ببخش که دائم با موهات ور میرفتم، ببخش که نمی تونستم از نوازش کردنت دست بکشم. انگار می خواستم هر ذره وجودت رو توی حافظه دستم ثبت کنم.
از روی کلیدت یکی ساختم و نگه داشتم، کاش می شد از روی خودت یکی بسازم و نگهش دارم.
پ.ن.۱.برنامه این ماهم رو گرفتم، سریع یه نگاهی بهش کردم ببینم چه روزایی برنامه ام جور میشه که بتونم بیام پیشت، یه دفعه یادم افتاد که دیگه فاصله مون ۷۰ کیلومتر و یک ساعت رانندگی نیست...
دیگه جمعه ها تعطیل نیستم.انگار می دونستن که دیگه لازمش ندارم!
پ.ن.۲. همون یه روزی رو هم که برای عروسی درخواست داده بودم بهم آف ندادن! باز باید برم چک و چونه بزنم. عجب دنیای بازاری ای شده ها! برای یک روز آف باید چونه بزنی، برای کنسل کردن مرخصی باید چونه بزنی، برای ویزا باید چونه بزنی، برای نخواستن دکتر باید چونه بزنی، برای خواستن تو باید با کی چونه بزنم؟
خدایا ! دمت گرم همینجوری کلا...